- 3717
- 2019/04/22 - 06:43
- 100 views
مقدمه مطلب را با دومین آیه از سوره مبارکه بقره آغاز میکنیم: « ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» ؛ ترجمه: این کتابیست که بدون شک متقین را هدایت میکند. نکات کلیدی در این آیه دو کلمه هدایت و متقین است. هدایت یعنی معرفی یک مسیر و آن مسیر قرآن که همان صراط مستقیم است؛ بهترین مسیر است و این هدایت شامل متقین میشود. متقین یا همان پرهیزکاران کسانی هستند که به دانستههایشان عمل میکنند. خداوند[…]
مقدمه مطلب را با دومین آیه از سوره مبارکه بقره آغاز میکنیم: « ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» ؛ ترجمه: این کتابیست که بدون شک متقین را هدایت میکند. نکات کلیدی در این آیه دو کلمه هدایت و متقین است. هدایت یعنی معرفی یک مسیر و آن مسیر قرآن که همان صراط مستقیم است؛ بهترین مسیر است و این هدایت شامل متقین میشود. متقین یا همان پرهیزکاران کسانی هستند که به دانستههایشان عمل میکنند. خداوند نفرمودهاند که عالمان را هدایت میکند بلکه فرمودهاند عاملان را هدایت میکنند (عاملان به کارهای نیک). یعنی فقط دانستن انسان را به جایی نمیرساند، بلکه عمل کردن به دانستهها است که انسان را به سرانجام میرساند. باتقوا کسی نیست که میداند نگاه به نامحرم گناه است، رشوه گناه است، دروغ گناه است، بلکه باتقوا فردیست که علاوه بر دانستن به آن عمل میکند. افراد زیادی به خدمت آیه اله بهجت رسیدند و در زمینه سیر و سلوک معنوی درخواست راهنمایی کردند و هر بار این جواب را شنیدهاند که به آنچه میدانید عمل کنید، خداوند مجهولات او را معلوم میفرماید.
شاید بنظر برسد مطلب فوق بیشتر در مورد امور معنوی کاربرد دارد ولی اینگونه نیست، روشی که میتواند آخرتمان را متحول کند حتما میتواند در دنیایمان تاثیر بگذارد. برای پیوند زدن این مقدمه به مطلب اصلی از اینجا شروع میکنیم که هر چند سیستم آموزشی ما در چند دهه گذشته تغییر چندانی در اصل کار خود نداشته ولی سبک زندگی یک محصل دهه شصتی، با یک محصل دهه هشتادی، افرادی کاملا متفاوت با یکدیگر به جامعه عرضه کرده است ( البته مطلب بنده فقط در محدوده بیلند مقایسه را انجام میدهد و شاید قابل تعمیم به کل جامعه نباشد). دهه شصتی ها تابستانها و ایام فراغتی را به یاد دارند که کاملا متفاوت از دهه هشتادی ها است. محصلین دهه شصت ۹ ماه از سال را به یاد گرفتن مطالبی میگذراندند که بیشترش تئوری محض بود و یک هفته پس از امتحانات به فراموشی سپرده میشدند، ولی سه ماه از سال را درس زندگی فرا میگرفتند. درسهایی که هیچ وقت از ذهنشان نرفت و فراموش نشدند و بعضا مسیر زندگی آنها را مشخص کرد.
از کار در مغازههای کوچک گرفته تاکارگاههای صنعتی و خدماتی بزرگ؛ از شاگردی استاد گچکار تا شاگردی کاسب محل. هر چند کار در بسیاری از این محلها سخت بود و بیشتر دهه شصتی ها از این دوران خاطرات تلخی دارند، ولی یاد گرفتند برای بدست آوردن یک زندگی خوب باید تلاش کرد و سختیها را به جان خرید.
دوران نوجوانی ایامی است که شالوده زندگی انسان شکل میگیرد و اگر استعداد و توانایی یک فرد در این دوران کشف و شکوفا شود، قطعا میتواند سرنوشتش را تغییر دهد. در طول دوران تحصیل یک دانشآموز تقریبا شش تابستان را میتوان مورد بهرهبرداری قرار داد. نوجوان این فرصت را دارد تا در این ایام مشاغل مختلفی را تجربه کند و علایق خود را نسبت به آنها بسنجد و استعدادهای خود را کشف کند. اگر نوجوان بتواند در سالهای اول متوسطه علایق و استعدادهای خود را کشف کند و در تعیین رشته تحصیلی خود آنها را لحاظ کند، حتما آیندهای درخشان در انتظار اوست.
هر چه از دهه شصتیها فاصله میگیریم آمار دانشآموختگان بیکار زیادتر و زیادتر میشود و این یکی از آثار سبک زندگی مبتنی بر رفاهطلبی همراه با راحتطلبی است. در سالهای اخیر، تابستان که شروع میشود، تبلیغات و آمار کلاسهای ورزشی و کمک آموزشی زبان و ریاضی و … چشمها را خیره میکند. هر چند می-شود از این کلاسها استفاده مفیدی داشت ولی قطعا درس زندگی از همه این کلاسها مفیدتر و کارسازتر خواهد بود.
یک ذهن پر از اطلاعات و داده وقتی ارزشمند است که دستی پرتوان آنها را به کار گیرد و یک دست پرتوان وقتی از پشتیبانی یک ذهن آماده و پر از اطلاعات بهرهمند باشد قطعا کاراتر و مفیدتر عمل خواهد کرد. والدین محصلین با بسترسازی مناسب میتوانند زمینهساز تحولاتی اساسی در آینده فرزندانشان باشند و با دلسوزیهای مضر و نابجا موجبات گرفتاریهای بعدی برای خود و فرزندانشان فراهم نکنند.
علی مطیع
