- 3554
- 2019/02/21 - 10:51
- 72 views
در یک نگاه کلی به جلسات پرسش و پاسخ و مناظرات عمومی شکل گرفته در روستا، یک معضل و نکته اساسی مشهود است، که همواره مانع شکلگیری گفتگوی منطقی بین گروههای مختلف مردم و مسئولان شده است. این معزل اساسی آنست که همیشه «من» و «ما» را تنها فرد و گروه دارای جانب حقانیت ماجرا می دانیم و سعی در مغلوب نمودن و کوباندن هر فرد و یا تفکر متفاوت و دارای اندکی زاویه با تفکر خویش[…]
در یک نگاه کلی به جلسات پرسش و پاسخ و مناظرات عمومی شکل گرفته در روستا، یک معضل و نکته اساسی مشهود است، که همواره مانع شکلگیری گفتگوی منطقی بین گروههای مختلف مردم و مسئولان شده است. این معزل اساسی آنست که همیشه «من» و «ما» را تنها فرد و گروه دارای جانب حقانیت ماجرا می دانیم و سعی در مغلوب نمودن و کوباندن هر فرد و یا تفکر متفاوت و دارای اندکی زاویه با تفکر خویش داریم. بعبارت دیگر ما قادر نیستیم «دیگری» را بعنوان یک شخص، گروه یا تفکر دارای دیدگاهی متنوع و متفاوت به رسمیت بشناسیم. ما همواره نگاه صفر و صدی به مسائل و معضلات داشته و معتقد بودهایم یا افراد با ما هستند یا بر علیه ما، که در این صورت، باید به هر طریقی مغلوب و ساکت گردند. حال آنکه درک درست از مفهوم واژگان «ما» و «دیگران» لازمه داشتن روابط سالم و منطقی در جوامع پیچیده کنونی است. به طوریکه، امروزه «دیگری» به منزله معیاری بزرگ و اصیل برای تشخیص اصالت و حقانیت یک تفکر، در روابط مدنی و جهانی پذیرفته شده است؛ و اندیشهای که در آن جایگاهی برای «دیگری» نباشد، یک اندیشه فرقهگرایانه و گروهکی تلقی میگردد! اشتباهی که در اکثر روابط اجتماعی ما واضح است و حاصلی جز افزایش تنش، کینه پراکنی و روابط نامعقول اجتماعی ندارد.
متاسفانه این نگاه صفر و صدی در روابط اجتماعی ما سبب گردیده که در هیچ جلسه پرسش و پاسخ یا مناظره عمومی مشابه، که در آن افرادی با دیدگاهها و سلایق متنوع و متفاوت وجود دارند، روند بحث و گفتگوی منطقی شکل نگیرد و حاضرین با صدای بلند به نفی «دیگری» پرداخته و سعی در کوباندن و مغلوب نمودن همدیگر داشته باشند. در نهایت نیز با گذشتن پاسی از شب و طولانی شدن زمان، جلسات بدون نتیجه و بیفایده خاتمه یابند.
این مسئله محدود به روستا و محل هم نیست و فرآیند مشابهی را در کانالها و شبکه های اجتماعی مجازی نیز شاهد هستیم. در سطح وسیعتر در روابط بزرگان و سیاستمداران کشور نیز، که باید الگوهای رفتاری جامعه خود باشند، نیز همواره این معضل را شاهدیم. متاسفانه در سطح کلان هم جریانات و تفکرات اجتماعی مختلف در جلسات مناظره و مباحثه عمومی، همواره سعی در خودارضایی اجتماعی و تخلیه احساسات درونی خود دارند و هر یک با کوباندن و خس و خاشاک نامیدن «دیگری» سعی در تخریب دیگری دارند. روندی که حل و فصل بسیاری از مسائل و مشکلات اجتماعی را به بنبست کشانیده و همواره شاهد آنیم که گرهی را که زمانی به راحتی با دست قادر به باز کردنش بودیم، در این بستر ناسالم به مسیری رفته است که با گذشت زمان، با دندان نیز به سختی باز میشود. اما اگر قادر باشیم «دیگری» را نیز ببینیم و چندصدایی و چندقطبی بودن جامعه را بپذیریم، آنگاه معضلات و مسائل مختلف بومی-محلی و اجتماعی به نحو بهتر و موثرتری حل خواهند گردید. ولی اگر همچنان تفکر یک جانبه به قاضی رفتن رواج داشته باشد، نه تنها مشکلات پیش رو رفع نخواهند شد، بلکه روز به روز بر مشکلات جامعه نیز افزوده خواهد شد.
این پذیرش «دیگری» نیز خود اصول و لوازمی دارد که به طور مفصلتری در مجلات بعدی به آن خواهیم پرداخت. ولی به طور کلی، باید یاد بگیریم که دیگری را از منظر خودمان نبینیم، بلکه «دیگری» را از منظر و دیدگاه خودش قضاوت کنیم. بعبارت دیگر، باید یاد بگیریم هنگامی که میخواهیم در مورد راه رفتن دیگری قضاوت کنیم، کمی هم با کفشهایش راه برویم…
امید آنکه روزی یاد بگیریم عاقلانه و منطقی به گفتوشنود و مناظره بپردازیم.
نشریه دیار بهلول | شماره ۲۳ | زمستان۹۷ | نویسنده: محمد رسول صادقی ملکی
