لهجه محلی

لهجه محلی بیلندی

   مردم گناباد مانند سایر ایرانیان به زبان فارسی که یکی از تقسیمات زبان آریایی است تکلم می کنند لهجه محلی گناباد در دهات این شهرستان متفاوت است و هر یک مختصاتی بخود دارند و بعضی قسمت ها با یکدیگر اشتراک دارند و این امر اختصاص به گناباد ندارد و در لهجه محلی بیلند یک نوع تخفیف و حذف و ایصالی است که همه دهات در آن مشترکند.

برخی از اصطلاحاتی که در بیلند رایج است و بطور کلی مخصوص گناباد

است:چِغُوک(گنجشک)،کلیژدک(غلیواج)،کُفک(جغد)،روِنجوک(موریانه)،گِزدُم(کژدم)و کلفچ(چانه)

از ضرب المثلهای رایج میتوان به نمونه های زیر اشاره کرد:

چِلُو صَفی اَفتَور مِگَه دُو غاله(چلوصافی از آفتابه عیب جویی می کند و او را دو سوراخه می گوید)کنایه از کسی که خود دارای معایب زیادی است و از دیگران عیب جویی می کند.

از کُلُوخ برق بِجَس: کنایه از هنری که بر خلاف انتظار از شخصی پیدا شود

لُقمه دِخاردِ گُلُو وَر دِر: یعنی لقمه را اندازه گلوی خود بردار اشاره بآنکه از حد خود تجاوز مکن

دو قُرتِ نیم بَقی:یعنی اشاره به کسی که منت بی موقع داشته باشد

اُوقدِر بِنشَستِش که فریز دِ زیرِش سَوز شُو: کنایه از کسانیکه خوش نشین بوده و زیاد در مجلس می نشینند

دود از کُندَه وَرمِخزه:اشاره به توانایی فرد سالخورده و ناتوان.