تاریخ: ۱۳۹۴/۰۵/۰۴

لهجه محلی بیلندی

   مردم گناباد مانند سایر ایرانیان به زبان فارسی که یکی از تقسیمات زبان آریایی است تکلم می کنند لهجه محلی گناباد در دهات این شهرستان متفاوت است و هر یک مختصاتی بخود دارند و بعضی قسمت ها با یکدیگر اشتراک دارند و این امر اختصاص به گناباد ندارد و در لهجه محلی بیلند یک نوع تخفیف و حذف و ایصالی است که همه دهات در آن مشترکند.

برخی از اصطلاحاتی که در بیلند رایج است و بطور کلی مخصوص گناباد

است:چِغُوک(گنجشک)،کلیژدک(غلیواج)،کُفک(جغد)،روِنجوک(موریانه)،گِزدُم(کژدم)و کلفچ(چانه)

از ضرب المثلهای رایج میتوان به نمونه های زیر اشاره کرد:

چِلُو صَفی اَفتَور مِگَه دُو غاله(چلوصافی از آفتابه عیب جویی می کند و او را دو سوراخه می گوید)کنایه از کسی که خود دارای معایب زیادی است و از دیگران عیب جویی می کند.

از کُلُوخ برق بِجَس: کنایه از هنری که بر خلاف انتظار از شخصی پیدا شود

لُقمه دِخاردِ گُلُو وَر دِر: یعنی لقمه را اندازه گلوی خود بردار اشاره بآنکه از حد خود تجاوز مکن

دو قُرتِ نیم بَقی:یعنی اشاره به کسی که منت بی موقع داشته باشد

اُوقدِر بِنشَستِش که فریز دِ زیرِش سَوز شُو: کنایه از کسانیکه خوش نشین بوده و زیاد در مجلس می نشینند

دود از کُندَه وَرمِخزه:اشاره به توانایی فرد سالخورده و ناتوان.